پسران عزیزم، امروز من را به عنوان مادر غم و همفدای انسانیت مشاهده میکنید. خواستار درخواست عاجل تبدیل شما هستم.
عیسی برای عشق خودتان صلیب را برداشت تا شما را نجات دهد، ردهی کند!
به عنوان مادر غم، امروز میآیم و گویند که هیچ درد بزرگتر از دردی قلب من نیست.
نگاه کنید، پسران عزیزم، چه بزرگی بود اندوه من وقتی فرزندم را محکوم به مرگ دیدم، با رودخانههای خون که از تمام بدنش جاری شد.
آه، چقدر دردناک بود برای من دیدن آن جمعیت گمراهی که خواستار مرگ پسرم بودند!
آه، چقدر دردناک بود برای من دیدن صلیب بر کتفهایش قرار گرفت تا او را ببرد. دیدن او سه بار سقوط کرد، با صورت مقدساش روی زمین خرد شده و بیقوای.
تیرهٔ دردی قلبم را فرورفت وقتی نگاههایمان در آن خیابان تلخ از هم گذشتند. تنها سه قطره کوچک آرامش در وسط راه داشت: - سیمون قیرنایی، ورونیکا و زنان که برای او گریستند.
چه نبود غم مادر من وقتی لباسی را دیدم که خودت با دستهایم برای او بافته بودم، تار شده، تقسیم شده، به صورت تصادفی کشیده شد!
گلها که پوستش را پاریدند، عصبها را جدا کردند، عضلات را سوراخ کردند. هم چنین قلب پاک من را سوراخ کرده بودند.
هر لرزش درد پسرم نیز همان تعداد لرزههای قلب پاک من بود. قلب یسوع آزارده شد؛ قلب مادرم زیر صلیب آزارده شد.
او را میشنوم که آمرزگی درخواست میکند: پدر, آنها را بخشید، زیرا نمی�یند چه کاری انجام میدهند.
مانند شما، پسران عزیزم، متفاوت هستید! او که استاد و خداوند بود، پاهای همه را شست، همه را آمرزید، همه را آرامش داد، همه را دوست داشت. فقط شما نمی�ید دشمنانتان و تعقیبکنندگانتان را بخشید!
به من میگوید: مادر, این پسرت است.
به شاگردش: این مادر شماست.
از آن زمان، فرزندان عزیزم، مأموریت همفدایی را دریافت کردم و به مادر همه مردم، مادر کلیسا شد!
میخواهم بگویید که گناه مانند لاجرد است، لاجرد بدبو، عمیق. بسیاری از روحها، بسیاری از شما، با گناه در برابر من و عیسی ناپاک میشوند.
گذشتهایم، فرزندان، باعث شباهت به دشمن میشود، در حالی که دعا و روزه، قربانیهای، جانهایتان را پاکیزه کرده و آنها را با یسوع من یکسان میکند. اما حتی اگر بسیار گناهکار باشید، شما را دوست دارم و میخواهم کمک کنم.
صلیبهاتان را با عشق ببارید! آنها را با شجاعت، اطاعت، تسلیم به خدا.
من شما را دوست دارم بسیار، فرزندان عزیزم، و با قلب پاک من میخواهم بیشتر از آنکه با نعمتی پر کنم.
قلبام را با پشیمانیتان، تغییر زندگی تان، بازگشت به خدا. من هستم بانوی غمی که شما را بسیار دوست دارم!
کلیسای کاتولیک مقدس، فرزندان عزیزم، راه حقیقت است!
هیچکسی. نه، هرگز شنیده نشده که کسی صلب شده تا در جای شما بمیرد (در جای شما). بنابراین فقط یکی باید عشق کند: - عیسی مسیح، پسر خدا, پسر قلب من، پروردگار ما!
شمشیری که حالا دلام را زخم میدارد برای هر فرزندی از من است که در بغض، گناه و خشونت زندگی میکند بدون جستجوی تبدیل.
گریه میکنم زیرا سخن میگویم و شنید نمیتوانم.
گریه میکنم چون من و پسرم عیسی برایشان نشانهها میدهیم، اما باور ندارند. سپاسگزاری میکنیم، ولی شما از ما خارهای افترا پراکنده میکنید.
فرزندانام، شمشیری که در دل من است فقط به همان شیوهای برداشته خواهد شد: - توسط شما!
اشکهایم، از جمله آنهایی با خون, از چشمانم و چشمها ی عیسی پیشتان میریزد اما... بیتفاوت ماندید.
پشیمانی کنید!
من شما را دوست دارم!
و برکت من به نام پدر، پسر و روحالقدس برایتان میدهم".