وقتی برای عشای ربانی مقدس روز یکشنبه وارد کلیسا شدم، خداوند ما عیسی از من دعوت کرد تا در اتاق علیا به او بپیوندم.
او فرمود: «مردم نمیدانند که تو روح کوچکی هستی که هر بار در هنگام رنجهایم تو را دعوت میکنم تا به حضور مقدس من بیایی، مرا بسیار تسلی میدهی. برای من معنای زیادی دارد که یک روح کوچک بتواند تفاوت زیادی ایجاد کند، زیرا تو بسیار دلسوز و ساده هستی.»
خداوند ما در حالی که بسیار ناراحت بود فرمود: «دنیا چگونه مرا میرنجاند. به بلایایی که در حال وقوع است بنگرید. دوست دارم دنیا را تکان دهم و به مردم بگویم که وجود دارم، اما آنها مرا پس میزنند. آنها به من ایمان ندارند. حتی مهاجران، چه مسیحی یا کاتولیک، علیه من شورش میکنند، مرا رد میکنند و دیگر مرا نمیپرستند. تماشای این صحنهها برای من بسیار دردناک است.»
«آیا مردم از بلایای بسیاری که اکنون به دفعات رخ میدهد درس نمیگیرند؟ پس چیزی اشتباه است — آنها باید تغییر کنند، اما اهمیتی نمیدهند. مردم بسیار بیمبالات در دنیا زندگی میکنند.»
«آنچه من میخواهم این است که مردم به ایمان بازگردند و ایمانی راسخ به من داشته باشند. هیچ خدایی جز من وجود ندارد. در نهایت، همگی برای داوری نزد من میآیند.»
«امروز تو به یک جلسه دعا میروی. برای ناباوران دعا کن تا شاید متأثر شوند و توبه کنند. هر از گاهی شخصی متأثر میشود و ایمان میآورد، اما این اتفاق بسیار نادر است.»
خداوند ما با اندوه فراوان فرمود: «توبه کردن برای مردم بسیار سخت شده است، زیرا تکنولوژی بیش از حد زیاد شده و پیشرفتهای بسیاری در زندگی روزمره آنها رخ داده است. مردم ترجیح میدهند این چیزها را بپرستند، خوش بگذرانند و بدون نگرانی برای روحشان زندگی کنند. آنها به روح خود اهمیتی نمیدهند.»
«بسیار سخت است وقتی شخصی ناگهان از دنیا میرود و آن روح چیزی برای تقدیم به من ندارد. بسیاری از مردم خواهند مرد و به دلیل اتفاقات متعددی که در جهان رخ میدهد، به مرگ ادامه خواهند داد. برای کسانی که خواهند مرد دعا کنید تا من همچنان نسبت به آنها رحیم باشم.»
«والنتینا، میدانم که تو به خاطر من بسیار رنج میکشی و ارواح بسیاری را به من تقدیم میکنی. اگر فقط میتوانستی ببینی چه تعداد روح به مناسبت عروج مادرم به بهشت رفتند. بهشت بسیار شادمان است. این شادی بزرگی در بهشت است.»
«ارواح بسیاری به بهشت رفتند، از جمله برخی که باید کمی بیشتر در برزخ میماندند، اما به دلیل چنین عید بزرگی بخشیده شدند. آنها با دیدن ملکه و تکریم زیبای او در حال شادی هستند.»
شادی این ارواح را تصور کنید. تمام رنجهایی که در زمین داشتند از آنها گرفته شد. مادر مقدس بسیار تلاش میکند تا ارواح را به بهشت ببرد. او مادر همگان است.
امروز خداوند ما همچنین درباره اینکه چگونه از حرکت مختلکننده دادنِ علامت صلح درست پیش از دریافت عشای ربانی عمیقاً رنجیده است، سخن گفت.
او فرمود: «این موضوع در کلیساها مرا بسیار میرنجاند، وقتی مردم به این طرف و آن طرف میروند، دست میدهند و وقفه ایجاد میکنند. اما این وقفه درست پیش از تقدیم عشای ربانی مقدس رخ میدهد. به یاد داشته باشید که همه شما گناهکار هستید. همگی باید زانو بزنید، توبه کنید و از من بخواهید رحیم باشم. اما هیچکس به این موضوع اهمیت نمیدهد زیرا کلیسا دیگر این را به مردم آموزش نمیدهد.»
«والنتینا، هر اتفاقی افتاد، به موعظه مردم برای توبه و آشتی و بخشیدن یکدیگر ادامه بده. بخشش بسیار بسیار مهم است. امروزه بسیاری از مردم بدون بخشندگی میمیرند. آنها بعدها باید عواقب آن را بپردازند.»
«میدانم که تو همه مردم و ارواح را به من تقدیم میکنی، اما دوباره از تو میخواهم که آنها را به من بازگردانی تا من آنها را در جایی نیازمند تقسیم کنم که در حال حاضر برای جهان بسیار ضروری است.»
خداوند ما هنوز در تلاش است تا جلوی جنگ را بگیرد.
او فرمود: «اوضاع بسیار متشنج است، بهویژه با آمریکا، و روسیه و سایر ملتها بسیار لجباز هستند. تمام نشانهها به مردم داده شده است. اگر نمیبینند، پس باید کور باشند، بهخصوص با موجهای گرمایی در بخشی از جهان، سیلها در جاهای دیگر و خشکسالیها.»
خداوند ما همچنین از نحوه پذیرش او توسط مردم در عشای ربانی عمیقاً ناراحت بود.
او فرمود: «مردم بدون اعتراف به گناه میآیند تا مرا دریافت کنند — فقط از روی عادت.»
«والنتینا، نترس. بلند حرف بزن و حقیقت را به مردم بگو. هیچکس نمیتواند به تو آسیبی برساند، چون تو متعلق به منی. آنها باید حقیقت را بدانند.»
گفتم: «خداوندا، شما بسیار مهربان و ملایم هستید و واقعاً مردم را میبخشید.»
او فرمود: «من میبخشم و همه را دوست دارم، فارغ از اینکه چه اعتقادی داشته باشند. وقتی نزد من میآیند، آنها را میبخشم، اما آنها باید توبه کنند و واقعاً با من بمانند و به من ایمان داشته باشند. »
خداوندا، بر همه ما رحم کن.