فرزندان عزیز، مریم عذرا، مادر همه ملتها، مادر خدا، مادر کلیسا، ملکه فرشتگان، پناه گناهکاران و مادر رحیم تمام فرزندان زمین — بنگرید فرزندانم، او حتی امروز نزد شما میآید تا شما را دوست بدارد، برکت دهد و تسلی بخشد.
فرزندان، تمام ملتها، ملتهای محبوب زمین، همانطور که به شما گفته بودم به اطرافتان نگاه نکردید!
آیا میبینید چه اتفاقاتی در این زمین در حال رخ دادن است؟
چشمان و قلب من از دیدن چنین جنایاتی خسته شده است! شما فرزندان خدایید، گوشت و پوست خدا هستید و هرچند شبیه خدا نیستید، اما heed کنید: این حقیقت در وجود شما نهفته است. اگر به سخنان ملکه ارواح گوش فرا دهید، به فرزندانی کامل از خدا تبدیل خواهید شد. فراموش نکنید که از طریق غسل تعمید، مُهر ابدی خدا را دریافت کردهاید و به همین دلیل است که همیشه به شما میگویم میتوانید کارهای بسیاری در این زمین به انجام رسانید.
حاکمان — کسانی که به اصطلاح قدرتمندند — از شما میترسند زیرا تعدادتان بسیار زیاد است؛ تلاش کنید تا سلاحها برای همیشه خاموش شوند و صلح و عشق بر این زمین پیروز گردد.
من یک بار دیگر خطاب به پدران و مادران میگویم: «از فرزندانتان مراقبت کنید، آنها را با اصولی سالم پرورش دهید و درباره خدا به آنها بیاموزید. ببینید کوچکترین فرزندان من قادر به انجام چه کارهایی هستند! قلب من از دیدن اینکه کودکان چنین کوچکی مرتکب چنین گناهان بزرگی میشوند میگرید؛ بنابراین شما پدران و مادران، کمتر حواسپرت باشید، تکنولوژی را کنار بگذارید و بر رفاه فرزندانتان تمرکز کنید، آنها آینده زمین خواهند بود، اما اگر برای گوش دادن به ملکه ارواح توقف نکنید، هرگز نخواهید توانست چنین کنید.
با دعا و سکوت، صدای او را خواهید شنید، و اگر به آن روح زیبا گوش دهید، دارید به خودِ خدا گوش میدهید. عجله کنید، دیگر منتظر نمانید؛ پیش از هر چیز، با فرزندانتان حرف بزنید — کاری که مدتهاست انجام ندادهاید — و نتایجش این است: «فرزندانی مسلح و وحشی!»
من اکنون اینجا متوقف میشوم زیرا قلبم دیگر تاب تحمل ندارد!
بیایید فرزندانم، بر آنچه نیکوست تمرکز کنید؛ اجازه ندهید این قلب بیش از این رنج بکشد. این مادر شما را دوست دارد و از شما محافظت میکند.
من همیشه با شما هستم؛ نگاه مهربان مادرم هرگز شما را رها نخواهد کرد. در هر کاری همراهتان است، حتی اگر متوجه نباشید. شما غافل شدهاید، اما فراموش نکنید که هیچ چیز از چشمان این مادر پنهان نمیماند.
ستایش باد پدر، پسر و روحالقدس
برکت مقدس خود را به شما میبخشم و از اینکه به من گوش دادید سپاسگزارم.
دعا کنید، دعا کنید، دعا کنید!
عیسی ظاهر شد و گفت
خواهرم، این عیساست که با تو سخن میگوید: تو را در تثلیث خود، یعنی پدر، منِ پسر و روحالقدس برکت میدهم! آمین.
باشد که او گرم، فراوان، نورانی و پاککننده بر تمام مردمان زمین نازل شود تا دریابند زندگیای که میبرند، آنها را از راه نور دور میکند.
فرزندانم، این خداوند شما عیسی مسیح است که با شما سخن میگوید!
من برای حفظ ابزار زیاد سخن نمیگویم؛ مادر پیش از این چنین کرده است!
فرزندان من، شما باید مسیرتان را تغییر دهید؛ زندگیای که میبرید شما را مستقیماً به آغوش شیطان میبرد. نباید زندگیتان را اینگونه بگذرانید؛ باید در کنار من زندگی کنید.
یک بار دیگر، دعوت سخاوتمندانهای از شما میکنم: «بیایید، بیایید و از این چاه بیانتها بنوشید؛ بدانید چه لذتهایی به شما خواهم داد: لذتهایی مقدس و بازآفرین. خجالت نکشید؛ من اینجا هستم و با قلبی کاملاً گشوده در انتظار شما میمانم. اگر بیایید، قلب بسیار مقدس من و قلبهای شما چون یک قلب خواهند تپید. فرزندانم، تصور کنید چه سمفونی فراموشنشدنیای از تپشها خواهد بود! عجله کنید!»
من شما را در تثلیت خود، که پدر، من پسر و روحالقدس هستیم، برکت میدهم! آمین.
بانوی ما کاملاً سفید پوشیده بود؛ تاجی از دوازده ستاره بر سر داشت؛ در دست راستش تسبیحی سبز با دانههای بزرگ گرفته بود؛ و در پاهایش دشتی پر از گلهای نارنجی بود.
عیسی تونیکی ارغوانی با لبههای توری سفید به تن داشت؛ به محض اینکه ظاهر شد، از ما خواست دعای پدرمان را بخوانیم’. در دست راستش عصایی چوبی داشت و در پاهایش آبهایی بود که شکاف میکردند.
فرشتگان، سرفرشتگان و قدیسان حضور داشتند.