بچههای محبوبم،
من شما را دوست دارم و بسیار ارزش میبخشم. شما چشم چشمان من هستید، و اجازه دادم تا برای نجاتتان صلیبی شودم. عشق من به شما خواستار این قربانی سخت بود زیرا پدرم نیز مانند من و روحالقدس آرزو داشت که با ما همیشه باشید. ما را برای همین منظور آفریدیم، اما گناه — آن گناه وحشتناک — بر شما غلبه کرد، اگرچه نباید تسلیم میشدید، ولی سقوط کردهاید و سخت سقوط کردید.
لطفی که با آن پر شده بودید از دست رفت و برای بازگرداندن آن به شما خواستم، از همه عشق من به شما، دوباره به شما بدهیم. تنها راه این بود تا جبران این گناه را در جای خود انجام دهیم و کاملاً انجام دهیم. خداوند آزاردهنده شد، اما هر گونه آزار فقط با هدیهای برابر میتواند کاملاً تعمیر شود. یک آزار علیه موجودی بالاتر فقط توسط فداکاری که او را راضی کند قابل تعویض است، ولی تنها خدای قادر به رسیدن به این سطح از فداکاری بود. پس گفتم: «اینک من آمدهام» (مزمور ۴۰:۸)، و این جبران کامل را انجام دادم، همه گناهان انسانها در طول عصرها با قربانی خود، ترک کردن خود و تسلیم شدن پوشیده شد. خداوند راضی بود و بشریت دوباره از لطف پر شده بود، به جز تمام آنهایی که آنها را رد کردند.
من آسمان برای شما باز کردم، و از آن زمان تاکنون، منتخبهای من یکی پس از دیگری واردش میشوند، بعد از اینکه در فضیلتها و معانی عذاب خود، صلیب خود و رستاخیز خود شرکت کردند. طی زندگی زمینیام قربانیان پیشکش دادم؛ مطابق هفت هدیه روحالقدس(۱) رفتار کردم، همه آنها را کاملاً انجام دادم، و خداوند مرا راهنمایی میکرد. من مرده بودم که توسط خودش ترک شدهبودم، مگر مادرم، حواری موعظب جان محبوبم، و چند زن مقدستر بودند که از حواریان ترسناکترم جدا شدند.
من تجربههای تحقیر، بیعدالت و رد شدن را به شیوهای بسیار سخت تجربه کردم؛ زیرا خدا بودم، آنها را شدیدتر از یک انسان معمولی تحمل کردم. پدر خدای همه چیز را دید؛ او همیشه با من بود و اشکهایم و زخمهایی که بر بدن من گذاشتند را با رحمت و عشق الهی پذیرفت.
من خودم را برای شما تقدیم کردم و تمام گناهان شماست را به عهده گرفتم. هر گناه مانند آن بود که من خودش کردهام، و از آنها ترسیدم و حیرت زدم. برای هر گناه از خدا آمرزش خواستم؛ اما آنان بیشمار بودند؛ همهی آنها را میدانستم، ولی در گوشتم تحمل کردم، به خاطرشان تازیانه خوردم، به خاطرشان کوبیده شدم، به خاطرشان بر زمین کشانده شدم و با ترس آنها را خودی خویش ساختم، اما آنان من بودند تا جبرانشان را انجام دهم.
تاج از خرزهای تیز بر سر من گذاشته شد بهخاطر گناههای بسیاری از غرور؛ بینیام شکسته و چهرهی من پارهپاره شده بهخاطر گناههای بسیار از بیحیا; گوشتم توسط کوبیدن بازشد بهخاطر گناهان بیشمار بدن؛ همهی آنها را دیدم و برای همهی آنها جبران کردم. راه صلیب من سخت و دردناک بود؛ هر گناهی که با قبول کردن، افتادن، برخاستن دوباره و مجدداً افتاده شدن از آن جبرانی میکردم. افتادهایم زخمهای رومیام را باز کردند و اصطکاک چوب صلیبی پشت من و زخمهایم خونین را کنده کرد.
بچههایم، اگر فقط بدانید که هر دقیقه برای من مانند ساعت بود، همهی دردها به نظر میرسید کامل است ولی هیچگاه پایان نمی�یدهاند و تنها بیشتر شدند. آنگاه لحظهای رسید که صلیبی شدم، برهنگی کردم، روی صلیب شانهآور پنداشته شدم؛ و آنجا ماندم، آویزان شده با بازوهای من به سوی جهان در یک دعوت الهی که تا زمانیکه دنیا باقی است ادامه خواهد داشت. آنگاه پس از مدت طولانی روحام را رها کردم؛ خدا انسان شد دنیای خود را ترک کرد بعد از اینکه برای خدای بزرگترین قربان ممکن، یعنی قربانی خدا بهخاطر آمرزش گناههای همهی آدمیان از آغاز بشر تا پایانش ارائه داد.
در چهل روزی که بین قیامت من و صعودم گذشت، حواریون و شاگردان من را برای آیندهشان آماده کردم. به آنها دستورالعملهای خود، تشویقات خود و حتی راهنماییهایی خاص دادم. پس از پنجاهه، همه آنچه هنوز غیر واضح بود فهمیدند و apostolate آنها شروع شد. و از آن زمان تاکنون، کلیسای مقدس کاتولیک، رسولی و رومانی که بر صلیب من و قربانگاهی من بنا شدهاست، به مأموریت خود ادامه میدهد، با وجود فتنههای، صلیبان و دشواریهایی در راه.
امروز کلیسای مقدس، عروس من، نمونه راه صلیبی من، شوقی من و مرگم بر صلیب را دنبال میکند. کشیشان وفادار پراکنده شدهاند مانند اینکه حواریون من پراکنده شدند، اما همانطور که حواریون من پس از قیامت بازگشتند، آنها نیز باز خواهند گشت. کلیسای من، عروس من، در تصویر و شباهت من است، و او هم مثل حواریون من سست خواهد شد. لیکن دوباره برخاستهتر، پاکتر و قویتر خواهد بود، همانطور که حواریون پس از پنجاهه دیگر نه تنها خجالتزدههای روزهای اولیه بودند، بلکه به تمام جهان اعلامگر شدند، زندگیشان را برای گسترش ایمان سپردند.
امروز ایمان در دنیا ضعیف شدهاست؛ مردم مسیحیت را مانند فراموش کردهاند، اما باز خواهند گشت زیرا قربانی من برای کل دنیا و همه عصرها است. ایمان کمرنگ میشود، لیکن دوباره زنده خواهد شد; کلیسای مقدس از قبلی خود نیرو پیدا خواهد کرد و احیاهای مجدد بهزودی شکوفا خواهند شد.
برای این دعا کنید، فرزندان من که وفادار به من ماندهاید؛ برای قیامت کلیسای کاتولیک مقدس دعا کنید، برای پاکی ایمانش و صحت تعلیماتش.
تو را برکت میدهم، در نام پدر، پسر و روحالقدس †. آمین.
خدایت و نجاتدهندهتان
(1) حکمت، فهم، مشاوره، قدرت، دانش، تقوا و ترس از گناه کردن به خداوند.
منبع: ➥ SrBeghe.blog