بچگان من،
از آن که به دعوت قلب شما پاسخ دادهاید سپاسگزارم.
شما مرا آرام کرده و برخی از اشکهایم را پاک کردید؛ شما پسرم عیسی مسیح را در مهمترین لحظه تاریخ آرامی دادید.
بچگان، امروز من اینجا هستم تا به شما بگویم که هر کس امید دارد.
پطرس وقتی فهمید که عیسی را انکار کرده است در شهر سرگردان بود و سینهاش را میکوبید و از آنچه کرد گریهمیکرد. یوحنا، کوچکترین پسر من، او را به خانهم برد. او در دروازه مانند یک سگ دچار رنج شدید شده بود؛ پشیمان بود. اجازه دادم که وارد شود و با دست زدن بر روی موهای سفیدش، وقتی فهمیدیم توبهاش صادق است، مطمئن شدم عیسی از وی رحمت بسیار نشان داده است. این را به شما میگویم زیرا میخواهم بگویم حتی بدترین گناهکاران نیز میتوانند از رحمت بینهایت مسیح بهرهمند شوند.
از این زمان استفاده کنید تا دوباره به خدا برگردید.
امروز و همیشه خدا را دوست دارید.
اکنون شما را با برکت سهگانه مقدس، در نام پدر، پسر و روحالقدس رها میکنم.
تفکر دربارهٔ پیام
خداوند ما این داستان واقعی را به اشتراک گذاشته تا بفهمیم که آنچه برای عیسی مهم است چگونه سقوط کردیم نیست، بلکه چگونه دوباره برمیخیزیم.
عیسی اعلام کلام خود را به یک خیانتکار پطرس؛ سپس به یک تعقیبکننده مسیحیان پل و به فاحشه مریم مجدلیه که اولین کسی بود که عیسی قیام کرده را دید، سپرده است.
اما آنچه آنها را متحد کرد گناهشان نبود بلکه تبدیل شدن زندگیشان، ترک رفتارهای پیشین خود از نظر گناه و تصمیم محکم برای اینکه دوباره گناه نکنند، حتی انتخاب مسیح تا آنجا که جانهای خود را به خاطر او فدا کنند. ما باید پشیمان شویم، اعتراف کنیم و کلمات عیسی را خودش میگوئیم: «برو و دیگر گناه نکنی.»
منبع: ➥ LaReginaDelRosario.org