[خداوند] چرا از ناامیدی اجازه دهید؟ شبها با هزاران نور روشن خواهند شد و دلها دوباره زنده میشوند! در سکوت، روحها بیدار میشوند و قدرت سکوت بر قلبهای را نگهبانی میکند. اما انسان در زمان شما معنا و توانایی سکوت را گم کرده است. بله، فرزندان من، سکوت یک نیروی است که آدمی را به نور ابدی بیدار میکند!
زمانهای دردناک نیز زمانی از خوشحالی برای آینده هستند، زیرا روحها را بیدار میکنند و خشکی آنها را قویتر، تحملپذیرتر و معتدلتر میسازد. همه چیز که از بالا آمده است خوب است. آزمونها، سنگهای راه، صعود به سوی نور در تسلیم، هدیه و پذیرفتن تضمین شده است. خودتان را رهنمون کنید، خودتان را بر موج عشق من بگذارید. هر آزمون، هر گذار یک مسیر زندگی روی راه حیات است که پیش میروید، و همهی این مسیرها شما به سوی نور صعود هستند وقتی تسلیم خودتان را به من و ارادهٔ الهیم بدهید.
آزمونها؟ آزمونها سنگهای مبارک روی راهاند که به شما آموزش میدهند و کمک میکنند تا در تسلیم بالاتر پرواز کنید، زیرا تنها تسلیم نجات شماست؛ تسلیم نور ستارگان در دلها است.
تسلیم؟ هدیه، اولین هدیه، پروازی روح! فقط در تسلیم که روح پرواز میکند و بر باد عشق من بالا میرود، و به آن صلحم را میآورم، شادیم را میآورم، باد روحم را که آن را تقدیس کرده است و بلندش کرد تا درون قلب الهیم بپرد. روح متحد با من در دعا، ثابتقدمی، تسلیم کامل به ارادهٔ من پرواز میکند بر باد دلم، و بالهای او را میدهم تا پرواز کند و دوباره پرواز کند و دلهایش که نزدیک شدهاند بالا بیایند!
بچهها، شما همه یک قلب در قلب خدا و اربابتان هستید؛ یکی صورت، یک منظرهی عشق تشکیل دادهاید. من مجسمسازم و شما مخلوقاتیم; اتحاد ما غیرقابل شکست است. چه کاری بکنید، شما از من هستید و بر هرکسی نگاه میکنم. هیچوقت تنها، رها شده یا بیچاره نیستید.
بچهها، در دلهای خود به تسلیم شدن به ارادهی قدسم دقت کنید تا شادی بپرند و آرامش را درون شما احساس کنید، آرامشی که روح را آرام میکند و شیرینی برای آن فراهم میآورد، آرامش روانی که خودش را میداند، متصل است و در دلهای شیرینتر از همهمان، منم، تسلیم شدهاست و خود را تقدیم کرده.
در هدیهی دلها به قلب مقدسیم، بچهها، آرامش وارد میشوید، بال پرواز پیدا میکنید و درون شما آب زنده جاری است، درونیتان طوفانهای خاموش شدهاند، همه رودها با شادی پر هستند. سکوت دیگر ترس نیست بلکه آرامشی شیرین است. سمفونیی تسلیم شدن به قلب مقدسیم برای شما صلح آوردهاست و در راه سکوتی قدمها را بر ضربان دلم هدایت میکند که شما را روی نهر عشقام حمل میکند.
بچهها، در سکوت زاده شوید، به سکوت درونی بیایید که من آنجا هستم و تازهتر خواهید شد، قویتر خواهید بود. آب زنده قلبم است که برای شما دائماً داده شدهاست. آب زنده درون شما جاری است، شما را تغذیه میکند، به آسمان خانهی م برمیگرداند، آرامش حضورام. با شیر و عسل آمدهام تا دلهایتان را تغذیه کنم. بوی عشقم روحتان را تغذیه کردهاست و ذهنهایتان را با کلام زندگیم آتش زده است.
بچگان، در سکوت نگاه کنید و دعا کنید؛ دعای که شماتان را متحد میسازد، به من متصل میشود، قویتر شوید و پروازی پیدا میکنید که ترک کردن است. بچهها، شما بالهایتان را باز کردهاید و بالهای صبحانه در دسترس شماست تا از بو زندگی که من هستم چشیدن کنید.
نه، بچگان، خواب نمی�یید؛ روحهاتان با باد قلب من پرواز میکنند، و آب زنده به شما آوردهام. دعا، بچهها، تسلیم است؛ دعای سکوت است؛ دعا پروازیست، و در پرواز از صبح تا غروب، روحهایتان برای تغذیه به دل من آمدهاند، و شیر الهی من را به شماتان میآورم. بدون من هیچچیز نمی�ید.
آه! شما را دوست دارم، جان کوچکها! آه! مثل اینکه من از شما دوست داریم، عشق کنید و سکوت با آهنگ صبحانه پوشیده خواهد شد که تا غروب روحهایتان را به نور و آرامش پر میکند! بچهها، دعا عشقیست؛ آن هدیهای است از دل به دل.
جان کوچک محبوب من، در سکوت بیایید تا ضربان قلب اربابتان را بشنوید، و صدایی که درون شماست نفس زندگی را برای شما خواهد آورد، و در دربارهایم رشد خواهید کرد. بچهها، اتحاد آرامش میآورد، و آرامش قویتر شوید، و قوت استوارتی به شماتان میدهد.
بچگان، وارد دربارهای من بشوید و آهنگ دل را بیاموزید، و از دل به دل تغذیه خواهید شد. آمدهام تا خودم را پیدا کنم و زیر پرسای من بگیرند. آب زنده برای همه روحهای تشنه شماتان آوردهام. آمدن خروش و شادی، اتحاد مقدس، در شما است.
از نزدیک شدن به من بترسید؛ بلکه از دوری کردن از من بترسید. آب زندهای و آتش را برایتان میآورم! من میآیم تا خاکسترها را روشن کنم، تا یک آتش سوزان جهان، دنیای شما، دوباره زندگانی یابد، تا با باد دلام پرواز کند و در سکوت شب روحها و جانهای شما تجدید شود، تا خورشید دلام شهرهایتان را پر از نور سازد و شادی به زندگی تان برگرداند! آنکه هست، خانهاش را در هر یک از شماست میسازد! بچگان، من بادم، روحالقدس که زندگانی میدهد، آنکه هست، کسی است که آواز دلام را برایتان آورده تا شما را با خود متحد سازد!
بیایید، بگویید و به نغمهی تبلها رقص کنید! من میآیم تا خودم را جستجو کنم، همهی خودم. من میآیم تا زندانیان آزاد شود، زنجیرهای بستهشدگان شکسته شوند، دلها از دروغ و روحهایشان از دزد رهایی یابد(1). من میآیم تا آب زندهای و آتش برایتان آورم. من میآیم تا دلها را به یک دل متحد کنم و شما را زندگانی سازد! راهام را بگیرید، شادی هستم، آتش سوزان، انگور پرآب که میوهی عشق در درون شماست میرساند. کافر نباشید، خودتان را تسلیم ارادهی الهی من کنید، تا مسیرهای شما با شیر و عسل خوشبو شود. بچگان، به من بیایید، آنکه برای آزادیاتان از زنجیرهایش دزد آمدهاست، و از دروغگو نجاتی خواهید یافت. بیایید، عشق هستم که شماست را به خانهی خود میبرد، شما را زیر بالهای خویش قرار میدهم.
بهچشمباز باش و بدون توقف بهچشمباز باش، من ناظر هستم، بیدار ماند. قلبهایتان و روحهایتان را بهسوی منبع آب زنده هدایت میکنم. مرا مثل آنکه توها را دوست دارم دوست داشته باشید. اوه! مرا دوست داشته باشید! من ناظر هستم، بیداریزدای، تو بیدار باش، از باد دلمن و روحمن بهبیداری برخیز. تورا بهسوی خانهم میبرد تا در زندهای که من هستم زندگی کنی و زندگانی یابد!
[یک کمی بعد]
هنگامیکه زمان رسید — و آنجا رسیده است — توها در گرد و غبار خواهید رفت چون نام مقدسم را شنیدنی نکردید و تسبیح نیاوردید؛ چون فرمانهایم را انکار کردید و قوانین حیوان پذیرفتید، در فقر زندگی میکنید. مردان، همه مردان گمشدهاند; همهآنها که قانونم را انکار کردهاند و نام مقدسم را تحقیر کردند، در گرد و غبار زمان خواهند رفت و گرد و غبار دلهایشان خواهد بود. زمان اشتباهکاری اینجا است.
(۱) شیطان.